از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391ساعت 19:36  توسط pransess
|
امروزمو ساعت ۷ جالب شروع کردم!تا چشمامو باز کردم ی تبریک جانانه از ی عزیز گرفتم...اونم چه
تبریکی...
روزمو با حسی مثل آلزایمر شب کردم!
حتی چیزی ب اسم سفره ی هفت سین نچیدم!ک بخوام فردا کنارش بشینم!مبارکه؟!
...
امیدوارم ک برای شما مبارک باشه...
+ نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 23:58  توسط pransess
|
ای کاش زن زندگی ام این رازها را می دانست
1– مرا تحسین کن.
2 – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.
3 – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز جنسی و صداقت.
4 – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1390ساعت 23:42  توسط pransess
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1390ساعت 20:45  توسط pransess
|
ای کاش که گندمزار هنوزم برای خوشه چین ها گندم می داشت.
سيمين دانشور(همسر جلال آل احمد) امروز در سن 90 سالگي در گذشت.
روحش شاد
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند1390ساعت 23:49  توسط pransess
|
1 - مردان خوب، زشت هستند.
2- مردان خوش قیافه، خوب نیستند.
3- مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.
4- مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.
5- مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.
6- مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.
7- مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.
8- مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.
9- مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.
10- مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).
11- مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند.
+ نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 20:21  توسط pransess
|

مرد فروردین و زن....
فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 8 اسفند1390ساعت 13:35  توسط pransess
|
1- به تمام این وابستگی ها «نه مقدس» بگویید: زمانیکه فردی ذهنش درگیر رابطه قبلی خود است، برای همیشه به این رابطه «نه مقدس» بگوید؛ یعنی تمام ذهن خود را که برای رابطه قبلی خود اشغال کرده است، تخلیه کرده و خود را پایبند زندگی مشترک خود کند.
برخی از افراد می گویند«ما می خواهیم با فردی که قبلا رابطه داشتیم، دوباره رابطه برقرار کنیم که فقط از احوالش باخبر باشیم»، و اگر از او باخبر باشیم، حتما با همسرمان زندگی مشترک خوبی داریم و اگر خبری از او نداشته باشیم، در زندگی مشترک مان هم مشکل به وجود آید. که این رفتار کاملا اشتباه است و امکان هرگونه زمینه سازی برای ارتباط مجدد را باید از بین برد.
2- تجربیات جدید ایجاد کنید: تمام وابستگی ها در رابطه قبلی براساس تجربیاتی که در زندگی مشترک بالا می گیرد و یک زندگی معمولی برای اینکه بتوانند تجربیات گذشته را از بین ببرد، کفاف نمی دهد. این افراد بایستی کاری کنند که تعاملات بالایی با همسر خود داشته باشند. مثلا اگر هفته ای یک بار با آن فردی که رابطه داشتند، به سینما می رفتند، هفته ای 3دفعه با همسر خود به سینما بروند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1390ساعت 22:33  توسط pransess
|
رویاهایم را در کنار کسانی گذراندم که بودند ...ولی نبودند
همراه کسانی بودم که ...همراهم نبودند
وسیله کسانی بودم که... هرگز آنها را وسیله قرار ندادم
دلم را کسانی شکستند که... هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم
و تو چه دانی که عشق چیست...
عشق.....
سکــوتی است در برابر همه اینها
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1390ساعت 22:25  توسط pransess
|
و این هم جوابیه ای از "یک مرد ایرانی به زن هموطنش" :
پیاده از کنارم گذشتی و اخمت سهم نگاه مشتاق من بود و لبخندت نصیب آنکه سواره بود
سواره از کنارم گذشتی و مرا اصلاً ندیدی و کرشمه ات را
به آنی ارزانی دادی که قیمت ماشینش از خونبهای من بیشتر بود
در صف نان صدای لطیفت نانوای خسته را به وجد آورد و نوبتم را گرفتی
و بروی خودت هم نیاوردی
زیر باران خیلی قبل تر از تو منتظر تاکسی بودم اما ماشین که آمد
آب گل آلود را بر من پاشید و جلوی تو ایستاد
در تاکسی که نشستم آرزو کردم کنارم ننشینی تا اگر ماشین تکانی خورد
و به تو خوردم، حیوان خطابم نکنی در جواب عذرخواهیم
در اتوبوس بین ما نرده آهنی بود، جایم را اگر به تو تعارف میکردم
میگفتی یا دیوانه است یا مرض دارد
در سینما، دیدم که تهمینه میلانی تمام مردان را شیطان تصویر کرده،
کفرم درآمد، نیکی کریمی جیغ زد و گفتم زهرمار
دعوا که کردم، او که میدانست مادر و خواهرم را بیشتر از خودم دوست دارم
به آنها ناسزا گفت تا بیشتر بسوزم
آزادی ات را صاحبان قدرت گرفتند، همانان که از قدرت ثروت اندوختند
و تو که مدل ماشین پسرانشان را میدیدی دست و پایت شل میشد
من ازدواج نکردم چون تو چشم و همچشمی داشتی و به انگشتر
سه میلیونی نظر داشتی، تازه این فقط یک حلقه بود از زنجیر خواسته هایت
صفت ترشیده را اولین بار از خودت شنیدم، کوچکتر بودی
یادت هست میگفتی معلم ریاضیتان شوهر نکرده، گفتی ترشیده!
عاشق که شدم تلفنم را قطع میکردی و بهانه ات حضور میهمانهایتان بود
عاشق که شدی، فردا که مادر میشوی را ندیدی؟
دلت نمیخواهد همسر پسرت را بپسندی؟ تو و مادرم یکی هستید!
من باید اضافه کاری کنم تا تو در هر میهمانی لباسی جدید بپوشی تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید شبها هم کار بکنم تا تو سفره ات رنگین باشد و به تو بگویند کدبانو
خسته از اضافه کاری برگشتم و گفتی پوشک بچه را عوض کن
چون من ناخنهایم را تازه لاک زده ام
وقتی خواستی طلاق بگیری، "گفتند" بچه مال پدر است! من نگفتم، همان دینی گفت که تو برایش از پس اندازمان سفره ابوالفضل می انداختی و یکهو خواب میدیدی که باید به حج بروی، آنهم در اوج گرفتاریمان
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 0:17  توسط pransess
|